«حسن کچل» و «بزبز قندی» در تولید محتوا ( روش داستان گویی در تولید محتوای جذاب )

این اسم ها شما را یاد چه چیزهایی می اندازد؟

بزبز قندی

حسن کچل

احتمالا اولش تمام سرگذشتی را که این شخصیت ها داشتند به یاد می آورید.

اینکه چندتا بچه داشتند یا چه کارهایی می کردند یا آخر قصه شان چطور تمام شد. بعد یاد کسانی می افتید که این قصه ها را برایتان تعریف کرده اند و دوستانی که با آنها به صورت دسته جمعی این قصه ها را شنیده اید. حافظه، خاطره و احساس تان یک جا تحریک می شود و دلیل تمام اینها این است قصه ها ساخته شده اند تا همین کارها را بکنند.

قصه گویی هنر است و مثل هر هنر دیگری به خلاقیت، دقت به جزئیات، مهارت و تمرین نیاز دارد. داستان گویی کاری نیست که بعد از شرکت در یک دوره آموزشی یاد بگیرید، به آزمایش و خطا نیاز دارید تا در آن حرفه ای شوید و داستان هایی تعریف کنید که خوانندگان و شنوندگان را میخ کوب کند.

داستان ها توجه و علاقه مخاطبان را جلب می کنند و به همین دلیل به مولفه مهمی در موفقیت کمپین های بازاریابی تبدیل شده اند.

داستان گویی ابزار فوق العاده با ارزشی است که می توانید از آن در بازاریابی استفاده کنید، آن هم در بازاریابی درونگرا. همانطور که گفتیم داستان گویی توجه مخاطب را جلب می کند و باعث می شود او برای ادامه دادن داستان شما و رسیدن به پایانش شما را همراهی کند، بیشتر با شما آشنا شود، خدمات و محصولات شما را سفارش دهد و به مشتری وفادار و دائمی تان تبدیل شود.

این همه سود باعث شده است که ما راهنمایی برای داستان گویی در محتوا در اختیار شما قرار بدهیم، آماده اید؟ شروع کنیم؟

داستان گویی چیست؟

داستان پردازی فرایند استفاده از واقعیت و روایت برای برقراری ارتباط با مخاطبان است. برخی از داستان ها واقعی هستند و برخی برای ارتباط بهتر با مخاطب و رساندن بهتر پیام اصلی، طراحی شده اند.

قصه گویی هنری با قدمت بسیار زیاد است، قصه ها در فرهنگ و تاریخ جامعه جایگاه ویژه ای دارند. هر سرزمینی با توجه به شرایط محیطی، آداب و رسوم و نحوه زندگی قصه های مخصوص خودشان را دارند. قصه ها زبانی جهانی هستند که همه صرف نظر از گویش، زادگاه و … می توانند آن را درک کنند. داستان ها تخیل ما را بیدار می کنند و سر شوق مان می آورند، با خواندن و شنیدن آنها احساس می کنیم که به جامعه ای بزرگ تعلق داریم.

گفتن یک داستان مثل این است که یک تصویر را با کلمات بکشید. تقریبا همه آدم ها می توانند داستان بگوید، پدر بزرگ و مادربزرگ ها احتمالا با سابقه ترین شان هستند اما این میان افراد خاصی مهارت های داستان پردازی خود را مرتبا تقویت می کنند و به نمایندگی از سازمان، مارک یا تجارت خود قصه می گویند. کسانی که معمولا بازاریاب، نویسنده محتوا یا متخصص روابط عمومی هستند.

 

چرا داستان می گوییم؟

داستانها مفاهیم انتزاعی و پیام های پیچیده را ساده می کنند

همه ما هنگام تلاش برای درک ایده جدید، دچار سردرگمی شده ایم. داستان ها در این مواقع راهی جلوی ما می گذارند. به زمان هایی فکر کنید که داستانها به شما در درک بهتر یک مفهوم کمک کرده اند … مانند زمانی که معلمی برای توضیح مسئله ریاضی از یک مثال در زندگی واقعی استفاده کرده است یا یک واعظ با استفاده از یک موقعیت داستانی پیام خودش را رسانده یا سخنرانی که از یک مطالعه موردی برای انتقال داده های پیچیده استفاده کرده است.

 

داستانها به تحکیم مفاهیم انتزاعی و ساده کردن پیام های پیچیده کمک می کنند. گرفتن یک مفهوم بلند و غیر محسوس و نشان دادن ارتباط آن با سایر اجزا، با استفاده از ایده های بکر، یکی از بزرگترین نقاط قوت داستان پردازی در تجارت است.

 

مثلاً اپل را در نظر بگیرید. رایانه ها و تلفن های هوشمند و توصیف اینکه چطور کار می کنند، موضوع کاملاً پیچیده ای برای مصرف کننده معمولی هستند. آنها با استفاده از داستانهای واقعی ، قادرند دقیقاً توضیح دهند که محصولات آنها چرا به نفع کاربران هستند. آنها از داستان ها به جای تکیه بر مشخصات فنی که مشتریان بسیار کمی آنها را می فهمند برای توصیف محصولات شان استفاده می کنند.

داستان ها مردم را گرد هم می آورد

داستان ها زبانی جهانی هستند. همه ما عشق، غم، خوشحالی، امید ، ناامیدی و عصبانیت را پشت داستان ها می فهیم. احساس شخصیت های داستان ها را درک می کنیم و به آنها احساس نزدیکی می کنیم. احساس می کنم آدم های دیگری در جاهای دیگر همان احساسی را دارند که ما داریم و این حس های مشترک بین ما پیوند ایجاد می کند. داستان حتی به متنوع ترین افراد نیز حس مشترک و  تعلق داشتن به اجتماع می بخشد.

در دنیایی که با مرزهای زیادی تقسیم شده است، داستان ها مردم را به هم نزدیک می کنند و باعث ایجاد اجتماعی واحد می شود. علیرغم زبان ، مذهب ، ترجیحات سیاسی و یا قومیت ما ، داستان ها ما را از طریق احساس و پاسخ به آنها به هم متصل می کند .

 

داستانها الهام بخش و ایجاد انگیزه می شوند

داستان ها ما را انسان می سازد، ما با خواندن سرگذشت آدم های دیگر می فهمیم که در این دنیا تنها نیستیم. شکست هایشان به ما درس می دهند و تلاش هایشان به ما می آموزند که اگر مثل آنها تلاش کنیم می توانیم بر مشکلات غلبه کنیم و روزی به آن چیزی که می خواهیم، می رسیم.

شخصیت های موفق داستان ها، حس رقابت، مبارزه و پیروزی را در ما بیدار می کنند و آینده ای روشن را روبروی مان قرار می دهند.

چه چیزی باعث ایجاد یک داستان خوب می شود؟

تجربه سالهای زیاد داستان گویی نشان می دهد که داستانهای خوب ویژگی های مشترکی دارند و هر قصه خوب حداقل باید چند تای این ویژگی ها را با هم داشته باشد:

سرگرم کننده: داستانهای خوب علاقه مندی خواننده را جلب می کنند و طوری پیش می روند که خواننده هر لحظه می خواهد بداند بعد چه اتفاقی خواهد افتاد.

آموزشی: داستانهای خوب کنجکاوی را بر می انگیزند و دانش خواننده را افزایش می دهند.

جهانی: داستانهای خوب به احساسات و تجربیاتی که برای بیشتر مردم آشنا است می پردازند به همین علت همه خواننده ها می توانند با آنها ارتباط برقرار کنند.

سازمان یافته: داستانهای خوب از ساختاری موجز پیروی می کنند که به انتقال پیام اصلی کمک می کند.

به یاد ماندنی: چه از طریق شادی، غم یا طنز ، داستان های خوب در ذهن خواننده می ماند.

اجزا داستان ها کدام اند؟

هر داستانی سه جز اصلی دارد:

  1. شخصیت ها

هر داستان حداقل یک شخصیت دارد و این شخصیت می تواند کلید ارتباط مخاطبان شما با داستان باشد. این مؤلفه پلی است که بین شما ، داستان نویس و مخاطب وجود دارد. اگر مخاطبان بتوانند با شخصیت هم ذات پنداری کنند احتمالا با داستان شما ارتباط برقرار می کنند.

  1. تعارض

کشمکش یا درگیری مخاطب با موضوعی که ممکن است ذهنی یا بیرونی باشد. درگیری در داستان احساسات را بر می انگیزد و مخاطب را از طریق تجربیات مربوط به داستان متصل می کند. اگر هیچ تضادی در داستان شما وجود نداشته باشد ، به احتمال زیاد داستان نیست.

  1. وضوح

داستان بسته می شود. به خواست های شخصیت و کشمکش هایش در این مرحله پاسخ گفته می شود و از این راه مخاطبی که تا حالا همراه شما بوده به اقدام راهنمایی و ترغیب می کنید.

فرآیند داستان پردازی چگونه است؟

داستان پردازی یک هنر است و مثل هر هنری، به خلاقیت ، تمرین و مهارت نیاز دارد.

نقاشان ، مجسمه سازان و سفالگرها همگی هنگام تولید هنر خود از روندی خلاقانه پیروی می کنند. این کمک می کند تا آنها بدانند از کجا شروع کنند ، چگونه چشم انداز خود را توسعه دهند و چگونه تمرین خود را با گذشت زمان کامل کنند. همین موضوع برای داستان گویی نیز صادق است.

به عنوان یک سازمان یا برند تجاری یا صاحب کسب و کار شما هم باید روندی را طی کنید تا از داستان گویی برای بیان پیام خودتان یا ویژگی ها و مزیت های محصولتان به بهترین شکل استفاده کنید.

خب، با اولین قدم شروع کنید. بعد از آن خواهید فهمید که کجا باید بروید.

مخاطب خود را بشناسید

چه کسی می خواهد داستان شما را بشنود؟

برای ایجاد یک داستان قانع کننده، شما باید خوانندگان خود را درک کنید و آنهایی که به داستان تان توجه خواهند کرد و اقدام بعدی را انجام می دهند، بشناسید.

قبل از نوشتن داستان، برخی از تحقیقات را در بازار هدف خود انجام داده و شخصیت (های) خریدار خود را تعریف کنید. این کار شما را با افرادی که ممکن است در حال خواندن ، مشاهده و یا گوش دادن به داستان شما هستند آشنا می کند. شناختن مخاطب هدف به شما برای طراحی ساختار داستان و طی کردن بقیه قدم ها هم کمک بسیاری خواهد کرد.

اگه دوست دارید بیشتر در مورد پرسونا بدونید تو دوره نقطه شروع حسابی در موردش حرف زدیم

پیام اصلی خود را تعریف کنید

داستان شما  چه 1 صفحه باشد یا 20 صفحه ، باید یک پیام اصلی داشته باشد. مانند پی خانه ، باید قبل از حرکت به جلو پیام اصلی داستان را مشخص کنید.

آیا داستان شما برای فروش محصول است ؟ یا توضیح خدمات؟ یا دفاع از یک مسئله؟

نکته داستان شما چیست؟ برای کمک به تعریف این موضوع ، سعی کنید داستان خود را با 6 تا 10 کلمه خلاصه کنید. اگر نمی توانید این کار را انجام دهید، پیام اصلی ندارید.

تصمیم بگیرید که قرار است چه نوع داستانی بگویید

همه ی داستانها با هم برابر نیستند. برای تعیین نوع داستانی که می گویید، بفهمید که چگونه می خواهید مخاطب هنگام خواندن احساس یا واکنش نشان دهد.

این به شما کمک می کند تعیین کنید که چگونه می خواهید داستان خود را بافی کنید و چه هدفی را دنبال می کنید. اگر هدف شما این است که…

 

… مخاطب را به اقدام تحریک کنید

داستان شما باید چگونگی انجام یک عمل موفقیت آمیز در گذشته را توصیف کند و توضیح دهد که چگونه خوانندگان قادر به اجرای همان عمل هستند. از جزئیات بیش از حد ، اغراق آمیز یا تغییرات در موضوع خودداری کنید تا مخاطبان شما بتوانند روی عمل یا تغییراتی که داستان شما آنها را بیان می کند، متمرکز شوند.

… در مورد خودتان به مردم بگویید

داستانی بگویید که ویژگی های واقعی ، مبارزات انسانی ، شکست ها و پیروزی ها را نشان می دهد. مصرف کننده امروزی از برندهایی که با اصالت و قصه گویی بازاریابی می کنند، استقبال می کند.

… ارزش ها را منتقل کنید

داستانی را بیان کنید که در آن از احساسات ، شخصیت ها و موقعیت های آشنا استفاده شده است تا خوانندگان بتوانند درک کنند که این داستان چگونه در زندگی خود آنها هم تکرار می شود. این امر به ویژه هنگام بحث در مورد ارزش هایی که ممکن است برخی افراد با آن موافق نباشند یا آنها را درک نکنند مهم است.

… همکاری را تقویت کنید

داستانی بگویید که خوانندگان را به بحث و اشتراک داستان خود با دیگران سوق دهد. از موقعیت یا تجربه ای استفاده کنید که دیگران می توانند با آن ارتباط برقرار کنند و بگویید “من هم!” موقعیت ها و شخصیت ها را خنثی نگه دارید تا بیشترین تنوع خواننده را به خود جلب کنید.

… آموزش دهید

داستانی را بیان کنید که شامل یک تجربه آزمایش و خطا است ، تا خوانندگان بتوانند در مورد یک مشکل و چگونگی کشف و به کار بردن راه حل یاد بگیرند. در مورد راه حل های جایگزین دیگر نیز بحث کنید.

اقدامی را که مخاطب باید انجام دهد، مشخص کنید

دقیقاً می خواهید خوانندگانتان بعد از خواندن چه کاری انجام دهند؟ آیا از آنها می خواهید پول اهدا کنند ، در یک خبرنامه مشترک شوند ، یک دوره را بگذرانند یا محصولی بخرند؟ این موضوع را در کنار هدف خود مشخص کنید تا مطمئن شوید که آنها صف آرایی می کنند.

به عنوان مثال ، اگر هدف شما ترقی جامعه یا همکاری است ، CTA ممکن است این باشد که “روی دکمه اشتراک گذاری در زیر ضربه بزنید.”

h’v

رسانه داستان خود را انتخاب کنید

داستان ها می توانند شکل های زیادی به خود بگیرند. برخی از داستان ها خوانده می شوند، برخی به صورت ویدئویی هستند و برخی دیگر گوش دادنی هستند. رسانه انتخابی داستان شما بستگی به نوع داستان شما و همچنین منابع تان مانند زمان و پول دارد.

در اینجا روشهای مختلفی برای بیان داستان شما آورده شده است.

داستان نوشتاری از طریق مقالات، پست های وبلاگ یا کتاب ها روایت می شود. اینها اکثرا متن هستند و ممکن است شامل برخی تصاویر باشند. داستانهای نوشتاری تاکنون مقرون به صرفه ترین روش داستان پردازی هستند زیرا فقط به تایپ کردن یا قلم و کاغذ نیاز دارند.

داستان صوتی اکثرا به صورت پادکست ضبط و منتشر می شود. کیفیت صدا، بالا و پایین شدن تن صدا و خسته کننده نبودن آن بر روی استقبال مخاطب تاثیر دارند.

 

 

داستان دیجیتالی از طریق رسانه های متنوعی از جمله فیلم ، انیمیشن ، داستان های تعاملی و حتی بازی ها روایت می شود. این گزینه تا حد زیادی برای داستانهای فعال و بصری مؤثر است … به همین دلیل نیز گرانترین آن است. اما نگران نباشید: کیفیت فیلم به اندازه انتقال پیام قوی اهمیتی ندارد.

بنویسید!

اکنون زمان آن رسیده که قلم را روی کاغذ بگذارید و شروع به تهیه داستان خود کنید.

پیام اصلی، هدف مخاطبان و CTA  از قبل تنظیم شده است، حالا باید نوشتن را شروع کنید و جزئیات و خلاقیت به داستان اضافه کنید.

داستان خود را به اشتراک بگذارید

فراموش نکنید که داستان خود را به اشتراک بگذارید و تبلیغ کنید! مانند هر محتوای دیگری، ایجاد آن فقط نیمی از کار است و  به اشتراک گذاشتن آن چیز دیگری است.

بسته به نوع رسانه انتخابی شما ، حتماً داستان خود را در رسانه های اجتماعی و ایمیل به اشتراک بگذارید. علاوه بر این ، داستانهای نوشتاری را می توان در وبلاگ خودتان یا از طریق ارسال مقاله مهمان در سایر نشریات تبلیغ کرد. داستان های دیجیتالی را می توان در یوتیوب به اشتراک گذاشت.

هرچه داستان خود را در مکان های بیشتری به اشتراک بگذارید، جذابیت بیشتری را برای مخاطبان خود ایجاد می کنید.

پس حرف پایانی

داستان پردازی هنری است که مردم را گرد هم می آورد و الهام بخش عمل و واکنش است. همچنین، مصرف کننده امروز بر اساس آن چیزی که شما می فروشید برای خرید تصمیم نمی گیرد بلکه بر اساس دلیلی که شما آن محصول را می فروشید خرید می کند و قصه ها بهترین روش برای گفتن دلایل کسب و کار شما هستند.

تمرین جایزه دار :

تمام مراحل بالا را طی کنید و داستان کسب و کار خودتان را بنویسید و با ما به اشتراک بگذارید، شاید ما هم جزء مخاطبان وفادار شما شدیم …

جایزه : 35 % تخفیف برای شرکت در دوره نقطه 0 ِ صفر رایتینا برای یادگیری تولید محتوا

مطالب مرتبطی که پیشنهاد میشه مطالعه کنید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.

فهرست