داستانِ شروع ِ رایتینا

همه چیز از یه «چرا» شروع شد!

چرا تولید محتوای خاص و منحصر به فرد مهمه ؟

 

اول از هر چیزی بیاید به این سوال فکر کنیم که حاکم این روزای دنیا چیه؟!

طلا ؟

پول ؟

نفت ؟

اطلاعات ؟

قدرت ؟

نه! باید بگم هیچ کدوم.

میدونید چیه؟

 توجه 

بله این روزا روزای [ اقتصادِ توجهِ ]

می‌دونید یه چیزی کِی ارزشمند میشه و میاد تو دنیای اقتصاد؟

وقتی کمیاب باشه.

حالا مگه توجه کمیابه؟

خیلی زیاد.

چرا؟

بیاید یه حساب سرانگشتی بکنیم:

مغز همه‌ی ما انسان ها از ساز و کارهایی استفاده می‌کنه که بتونه مناسب‌ترین به دردبخورترین اطلاعات رو برای پردازش بیشتر انتخاب بکنه.

یعنی از یه چیزی حدود مثلا این‌قدر 〈 ……………………………………………………………….  〉 اطلاعاتی که در هر ثانیه از طریق حواس وارد مغز انسان میشه، فقط این‌قدرش 〈 …〉 توسط مغز انتخاب میشه.

پس بقیه چی؟

دور ریخته میشه به نوعی.

حالا اینم حساب کنید که ما معمولا در طول روز چند ساعت بیدار و فعالیم ؟

اگه خواب رو ازش کم کنیم شاید چیزی حدود 15-16 ساعت.

حالا اگر حجم نویزهای مزاحم اطلاعاتی و نوتیفیکیشنی رو هم در نظر بگیرید که اوضاع خیلی خراب میشه؛

پس با این حساب،  هم زمانی که ما می‌تونیم توجه کنیم کمه، هم توانِ مغز ما کمه، هم اوضاع، شلوغ پُلوغه . 

پس یعنی توجه یه چیز خیلی کمیاب و محدود.

مثلا شما الان که اینجا هستید و دارید این متن رو می‌خونید یعنی به بی نهایت چیز دیگه نه گفتید و بهشون توجهی نکردید!

 

پس می‌دونید چیه ؟

ثروتمند این روزا کسی نیست که اسکناس بیشتری داشته باشه یا 0‌های ِ فعلیِ حساب بانکیش زیاد باشه، بلکه اون کسیه که می‌تونه توجهِ زیادی رو به خودش جلب کنه .

چرا ؟

چون پول رایج این روزا اسکناس و دلار و طلا و نفت نیست بلکه توجه!

چون :

کسایی که ندارنش، می‌خوانش؛

کسایی که دارن، بیشتر می‌خوان ؛

توجه خیلی راحت میتونه نقد بشه و به پول تبدیل بشه و حتی معامله بشه ؛

{فقط کافیه یه نگاهی به حساب بانکی اینفلوئنسرهای اینستاگرامی بندازید!  مثلا یه اینفلوئنسر که کلی مخاطب داره و توجه آدم‌های زیادی رو به خودش و چیزهایی که میگه جلب کرده، میاد یه نفر یا یه برند دیگه رو معرفی می‌کنه و به نوعی توجه مخاطب هاش رو معامله می‌کنه، حالا ممکنه پایاپای معامله کنه و در عوض بخواد اون نفر هم به مخاطب‌هاش اون رو معرفی کنه، یا میتونه در ازای این معرفیش پول بگیره}

و حتی جالب تر اینه که توجه هم مثل پول میشه دست به دست بشه و بچرخه؛

{ ما اگه بتونیم توجه یه نفر رو جلب کنیم، این امکان وجود داره که اون توجه‌اش رو به یه نفر دیگه یا حتی به افراد بیشتری انتقال بده،دقیقا مثل اینکه می‌مونه که تو خیابون داریم راه میریم، یه دفعه یه آدمی رو می‌بینیم که مثلا یه لباس خاص پوشیده که توجه مون رو جلب می‌کنه، اگه دوست‌مون کنار دست‌مون باشه، یه تنه بهش می‌زنیم و می‌گیم فلانی رو ببین ،دقیقا همین حالت توی شبکه های اجتماعی و دنیای وب، با به اشتراک گذاشتن محتواها خودشو نشون میده}

و جالب تر اینکه توجه هم مثل پول کاغذی و ثروت می‌تونه ذخیره بشه و حتی می‌تونه کم بشه اما می‌تونه دوباره احیا بشه؛

{ یعنی همون‌طوری که ما پول مون رو می‌بریم می‌ذاریم بانک ، یا یه تیکه زمین می‌خریم می‌ندازیم یه گوشه، اگه شما بتونید توجه مخاطب تون رو جلب کنید، ممکنه حتی سالها بعد هم شما رو به یاد بیاره ، پس اگه بتونید توجه مخاطب رو حتی برای 1 بار جلب کنید، دیگه از این به بعد هر نشونه ای از شما ببینه ممکنه دوباره به سمت تون برگرده}

و جالب اینکه اگه توجه جلب کنید، می‌تونید پول اسکناسی و دلاری هم در بیارید، ولی اگه پول داشته باشید، الزاما نمی‌تونید همیشه با اون پول توجه بخرید؛

{مثلا شاید یه عالمه پول بدید و روی یه بیلبورد یا تبلیغ تلویزیونی، محصول یا خدمات‌تون رو تبلیغ کنید، اما با این وضعیت بی توجهی و کوری ای که مخاطب‌های این روزا به تبلیغات پیدا کردن ممکنه کل پول‌تون سوخت بشه }

و از طرفی مثل پول که ما باهاش نیازهامون رو مثل خوراک و پوشاک و مسکن برطرف کنیم، ما و کسب کارمون به توجه نیاز داریم تا زنده بمونیم؛

{ مثلا همونجوری که یه کودک برای زنده موندن و اعلام گرسنگی و تشنگی هیچ راهکاری نداره جز اینکه با گریه و سرو صدا توجه ها رو به خودش جلب کنه، یه برند یا کسب و کار هم اگه هیچ‌کی به حرفش و تبلیغاتش توجه نکنه چی جوری می‌تونه زنده بمونه}

تازه یه چیز جالب تر هم اینکه توجه رو هم مثل خیلی چیزای با ارزش دیگه مثل پول و طلا، میشه دزدید و اتفاقا این روزا به شدت دزدی توجه زیاد شده!

{مثلا خیلی وقت‌ها ما نشستیم سر کارمون یا در حال خوندن کتاب هستیم‌ها، ولی یه دفعه یه نوتیفیکیشن از اینستاگرام یا واتس آپ میاد که فلان نفر پست شما رو لایک کرده یا براتون پیام گذاشته و دیدن پیام همون و رفتن تو چاهِ عمیقِ شبکه های اجتماعی همون و این دقیقا میشه همون دزدی توجه تو روز روشن ! }

اینارو گفتیم که چی بگیم ؟

 میخوایم بگیم که این روزا، شما و کسب و کارتون اگر می‌خواید زنده بمونید، ثروتمند بشید و روی دیگران و دنیای اطراف‌تون تاثیر بذارید باید بتونید توجه دیگران رو به سمت خودتون و کسب و کارتون جلب کنید . 

حالا

با چی میتونید توجه دیگران رو جلب کنید ؟

بله دقیقا .

محتوای خاص ، منحصر به فرد و جلب توجه کننده و تاثیر گذار .

رایتینا کِی به دنیا اومد ؟

رایتینا تو یه سه شنبه‌ی سردِ پاییزی وسط همه‌ی روزمرگی‌ها و شلوغی‌های یه روز عادی در سال 1396 متولد شد. قطعا تصمیم اجرایی کردن و به دنیا آوردن رایتینا برای من، جزو تصمیم های بزرگ و درست زندگیم بود و هست .

رایتینا برای من و بچه های تیم، فقط یه کسب و کار و راهی برای پولسازی یا محلی برای بزرگ شدن اسم شخص خاص نیست، بلکه یه مسیر و یه سبک جدید برای رسیدن به یه دنیای پرمحتواتر، شاد‌تر و امن‌تر هست.

رایتینا چرا به دنیا اومد ؟

خب تو قسمت | چرا تولید محتوا مهمه؟ | گفتیم که این روزا شما و کسب و کارتون اگر می‌خواید زنده بمونید، ثروتمند بشید و روی دیگران و دنیای اطراف‌تون تاثیر بذارید باید بتونید با * تولید محتوای خاص و منحصر به فرد* توجه دیگران رو به سمت خودتون و کسب و کارتون جلب کنید.

و ما اینجاییم برای اینکه همراه شما بشیم که ؛

یا

یاد بگیرید که خودتون محتواهای خاص و منحصر به فرد تولید کنید؛

یا

تولید محتواهاتون رو به تیم ما بسپارید که ما از طرف شما برای شما محتوای تولید کنیم و داستان‌تون رو به مخاطب تعریف کنیم.

 دغدغه‌ و هدفِ ما تو رایتینا چیه ؟

اولویت اول و دغدغه‌ی اصلی ما تو رایتینا اینه که تمام تلاش‌مون رو بکنیم که  « زباله ‌ی محتوایی »  کمتری وارد این دنیا کنیم و تا جایی که ممکنه به جای سیاه کردن صفحه و نوشتن محتوای ماشینی ، محتوایی بنویسیم که نیاز مخاطب باشه و دردی از درهای مخاطب رو درمان کنه نه  اینکه به زباله های محتوایی اضافه بشه که هر روز بیشتر و بیشتر داریم توشون دفن میشیم.

و همین‌جا هم به شما قول میدیم که تا وقتی رایتینا زنده‌است، تمام تلاش‌مون رو بکنیم که به شعار رایتینا : « دنیا رو پر از مُحتوا نکنیم، پُرمُحتواتر کنیم » پایبند باشیم.

1- از اونجایی که من خودم سالها عاشق نوشتن بودم، ولی این ترس و توهم لعنتی ِ  «من کجا و نویسندگی کجا » ، همیشه باعث میشد فلج نوشتن بگیریم و بترسم از شروع کردن و باعث شد سالها از لذت نوشتن خودم رو محروم کنم، میخوام اینجا تو رایتینا به شما ثابت کنم که اگر دل‌تون پَر میزنه برای نوشتن و انتقال حرف دل و ذهن‌تون به کمک کلمات  به دیگران، همین الان شروع کنید و با من و رایتینا همراه بشید تا بهتون نشون بدم:  اگه می‌تونید حرف بزنید و خواسته هاتون رو به شکل زبونی به دیگران انتقال بدید، پس می‌تونید بنویسید و محتوا تولید کنید.

 

2- من و رایتینا دوست داریم فرهنگ « کارکردن پیژامه ای »  رو دُرست جا بندازیم. تصور اکثر آدما از کارکردن اینه که، صبح کله‌یِ سحر پاشی بری یه شرکتی، مغازه ای، اداره ای چیزی و بعد 7-8 ساعت اونجا باشی و کار کنی و ساعت 5-6 برگردی خونه و به همه اعلام کنی که من اومدمممم و بعدش هم به زندگی شخصی و خانوادگیت برسی و بعد دوباره فردا روز از نو روزی از نو و دوباره همین چرخه تکرار بشه و آخر ماه هم اگه کارمندی یه حقوق ثابتی بگیری و اگه کارفرما و مغازه دار و صاحب کسب و کاری هستی یه درآمد مشخصی داشته باشی. خب با این دید و رو  همین اساس % زیادی از آدما اصلا نمیتونن تصور کنن که تو با پیژامه تو خونه بشینی و بدون اجبار برای کار کردن تو ساعت خاصی، یه وقتایی کله‌یِ سحر، یه وقتایی شب نصفه شب، کار کنی و شاید حتی هفته‌ها بشه از در خونه بیرون نری و در نهایت هم چندین برابر اون آدم ها پول در بیاری. ولی خب کار کردن پیژامه ای هم فرهنگ و روش خودش ور داره و باید یه سری چیزارو یاد بگیریم.

3- ما اینجاییم که به آدم های بیشتری نشون بدیم که  تولید محتوا = نویسندگی نیست ! به نظرم یکی از اشتباه ترین تعریف هایی که این روزها برای تولید کننده‌ی محتوا در نظر گرفته میشه اینه که خیلی ها تولید کننده محتوا رو مساوی با نویسنده در نظر می‌گیرن و فکر می‌کنن تنها کسایی می‌تونن تولید کننده محتوا باشن که بلدن کلمات رو کنار هم بچینن و دیکته‌ی خوبی داشته باشن و آیین نگارش فارسی رو بلد باشن. درسته که تولید محتوای متنی یکی از شاخه های اصلی تولید محتواست ولی فقط یکی ! و هزار راه و روش و شکل دیگه برای تولید و خلق محتوا وجود داره.

4- و شاید بتونم بگم مهم‌ترین چیزی که دغدغه‌ی این روزای من و رایتیناست اینه که : « چرا انقدر سخت و پیچیده و عصا قورت داده می‌نویسیم؟ چرا ساده و روون نمی‌نویسیم، چرا همونطوری که حرف میزنیم نمی‌نویسیم؟ » و…

بیاید به این فکر کنیم که چی میشه به جای لحن قُلمبه و سُلمبه، کتابی و اداری، دقیقا مثل همونجوری که با آدم‌ها حرف میزنیم، محتوا هم بنویسیم ؟

لذت و شادی واقعی در رایتینا زمانی هست که …

جشنواره وب و موبایل 1397

بهترین وب سایت جشنواره وب و موبایل ایران

ما یه روزی از روزهای سال 97 جایزه بهترین وب سایت جشنواره وب و موبایل ایران رو هم گرفتیم  ؛

بدون شک گرفتن این جایزه برای خانواده رایتینا خیلی مهم و انگیزه بخش بود اما مطمئنم که ما لذت و شادی واقعی رو زمانی حس میکنیم که رایتینا بتونه با تولید محتوای ماندگار و ارزش آفرین یه تاثیر هر چند کوچیک توی حالِ خوب و زندگی ِ خوب و بهتر شدن دنیای مخاطبش داشته باشه و این بزرگترین جایزه برای ماست .

و توی این مدتی که از تولد رایتینا میگذره ما پیام های متنی و صوتی زیادی در مورد موفقیت هاتون از شما گرفتیم و بارها و بارها به چشم خودمون دیدیم که خیلی ها تولید محتوا رو از صفر با رایتینا شروع کردن و الان به جایگاه خیلی خوبی رسیدن و با فکر کردن به موفقیت کاربرهای رایتینا اشک شوق تو چشم من و هم تیمی هام تو رایتینا جمع شده.

داستان من و تیم رایتینا

ناتاشا جعفری

خالق رایتینا

ناتاشا جعفری خالق رایتینا

من متولد 7ومین روز از آخرین ماهِ اولین فصل سال هستم و تنها برچسبی که دوست دارم کنار اسمم باشه و با اون شناخته بشم « نویسنده»  است .

عاشق خلق کردنم، یه زمانی مجسمه درست میکردم، یه زمانی کاشی های سفالی ،… یه زمانی هم محتوا.

به شدت درونگرا هستم و با سکوت و تنهایی به آرامش درونی میرسم.

به  خودت بساز « Do It Yourself» خیلی اعتقاد و علاقه دارم و خیلی چیزای اطرافم رو خودم ساختم .

یه مثلث تفریح و لذت تو زندگیم دارم : سفر {کشف جاها و تجربه های جدید } ، کتاب { کشف ذهن و داستان آدم های جدید}  و ترکیب رنگ ها {دوقطره سبز ، یه قطره زرد ، یه کمی سیاه ، یه کمی قرمز و… و ساختن و ثبت یه رنگ جدید برای خودم }.

طعم تلخ قهوه رو خیلی دوست دارم  و به جاش از چای سبز و طعم‌ش متنفرم.

چند تا مدرک از چند تا دانشگاه دارم که هیچ کاربردی تو زندگیم نداشتن و پرت شدن گوشه کمد و چون بی ربط به تولید محتوا هستن در موردشون صحبتی نمی‌کنم.

منم مثل خیلی از شما کارم رو از فریلنسری تولید محتوا شروع کردم شاید با این فرق با خیلی از شماها که نویسنده و انشا بنویس افتضاحی بودم و یادمه همیشه انشاهام رو بابام برام مینوشت و سر امتحانم که هیچ کمکی نداشتم همیشه پایین ترین نمره رو میگرفتم.  پس شاید بتونم بگم چیزی که اسمش رو استعداد میذارن تو من خیلی زیاد وجود نداشت.

ولی با تمرین و تمرین و تمرین و تلاش و سرسختی زیاد تونستم تجربه‌یِ شیرین و هیجان برانگیزِ نوشتن و خلق محتوا رو با تمام وجودم حس کنم.

از زمانی که کار تولید محتوا رو به عنوان شغل شروع کردم تا الان با مجموعه های زیادی به عنوان فریلنسر تولید محتوا همکاری کردم، توی چند تا مجموعه و برند بزرگ مدیر تولید محتوا بودم و تو این سالها تعداد زیادی مقاله و محتوای تبلیغاتی برای برندهای مختلف نوشتم و تو چند تا شرکت مشاور بودم و…

اما از اونجایی که فقط و فقط دوست دارم اسم رایتینا تو رزومه‌ام باشه میگم : ناتاشا جعفری خالق و نویسنده رایتیناست.

مصطفی قدیمی

مدیر اجرایی

من عقیده دارم که رسانه های آنلاین می تونن تاثیر مثبتی روی زندگی ما بذارن ، من میخوام در این مسیر نقش کوچیکی داشته باشم تا به رشد کسب و کار ها کمک کنم.

مصطفی قدیمی مدیر اجرایی و فنی

به نظر من مصطفی جزو اون آدم‌هاییه که همیشه برای هر کار و چالشی یا یه راه حلی داره یا یه راه حلی می‌سازه . بیشتر اهل گردش باخانواده‌ست و بیشتر جاهای آروم و بکر و طبیعی رو دوست داره . همسرش میگه : همه غذایی رو دوست داره به شرط اینکه جاافتاده باشه و عالی پخته شده باشه.  از هله هوله به شدت بیزاره و میوه ها رو خیلی دوست داره . مصطفی از اون آدم‌هاست که به شدت مهربون و صبور و اگه کسی هم بهش بدی کنه بهش خوبی میکنه تا خوب بودن رو یاد بگیره .

اینو هم بگم که اگه ظاهر الان رایتینا رو دوست دارید و درکنارش خیلی از مشکلات فنی قبلی سایت‌مون حل شده،  مَدیون حضور مصطفی توی تیم‌مون هستیم.

المیرا نوین

عضو سردبیری و نویسنده محتوا

المیرا نوین عضو سردبیری و نویسنده محتوا

المیرا به معنای واقعی برای نوشتن به دنیا اومده . از اون آدم‌هاست که از بیکار بودن به شدت بدش میاد و هر جور شده باید خودش رو سرگرم یه کاری بکنه . تمام احساسش رو تو محتواهاش میریزه و همیشه ما رو سورپرایز می‌کنه و کارهایی که بهش محول میشه رو تو سریع‌ترین و بهترین شکل ممکن انجام میده .عاشق شُکلات و رنگ زردِ.  المیرا علاوه بر اینکه خالق کلی محتواست، خالق عروسک های پارچه ای سلکسر هم هست.

پـوریا آریـافر

مدرس دوره های سئو و وردپرس

پوریا آریافر مدرس دوره‌های سئو و وردپرس

به نظر من پوریا به معنای واقعی یه مدرس دلسوز و کاربلده . پوریا حتی سخت‌ترین و پیچیده‌ترین چیزها رو انقدر ساده و جذاب میکنه که اصلا نمی‌تونی بگی نفهمیدم یا نگرفتم. خلاصه که یه کاری می‌کنه عاشق اون مبحث و اون درس میشی. پوریا عاشق روانشناسیه و  یه کتابخونه‌ی مفصلی  هم از کتابهای روانشناسی و توسعه فردی داره . حتی اگه تو اوج مشکل و ناراحتی و غم باشی، وقتی باهاش حرف میزنی انگار یه آب سرد رو آتیش تمام مشکلات و ناراحتی‌هات میشه و بعد از چند دقیقه کلا یادت میره که حالت بد بوده .

فهرست