21 اشتباه احمقانه در نوشتن کتاب الکترونیکی که تمام تلاش تان را آتش میزند و خاکستر می کند

۲۱ اشتباه احمقانه در نوشتن کتاب الکترونیکی که تمام تلاش تان را آتش میزند و خاکستر می کند

۱۰

۱۰۰

۱۰۰۰

۱۰۰۰۰

۱۰۰۰۰۰

۱۰۰۰۰۰۰

۱۰۰۰۰۰۰۰

۱۰۰۰۰۰۰۰۰

۱۰۰۰۰۰۰۰۰۰

این ها صفرهایی هستند که هر لحظه با فروش کتاب «… » به حساب بانکی تان اضافه می شود !

واقعا هیجان برانگیز است ! یک کتاب الکترونیکی ۴۰ صفجه ای بنویسیم و پولدار شویم !

خب فکر میکنم الان دیگر زمان آن رسیده که ابر بالای سرتان را بزنید برود و به واقعیت برگردید.

چند بار شده است شب ها همچین خوابی ببینید یا روزها بارها و بارها صحنه اضافه شدن صفرهای حساب بانکی تان را در ذهن تان مرور کنید ؟

بیایید بپذیریم که همه ما به عنوان یک تولید کننده محتوا یا کسی که عاشق نویسندگی هستیم دوست داریم کتابی بنویسیم و معروف و پولدار شویم و در این هم شکی نیست  .

فرقی هم نمیکند که این کتاب چاپی باشد یا الکترونیکی . فقط هر شب که سر روی بالش می گذاریم، بارها اسم کتاب، تصویر روی جلد آن و اسم خودمان را به عنوان نویسنده مرور میکنیم و هر بار که به این رویا  فکر می‌کنیم، احساس غرور می‌کنیم.

به عنوان کسی که با شما یک آرزوی مشترک دارم، می‌توانم به جرئت بگویم که قطعا نوشتن کتاب الکترونیکی یا چاپی برداشتن یک گام بزرگ در نویسندگی و تولید محتواست.

از طرف دیگر از لحاظ بازاریابی محتوایی هم مشخصا گذاشتن یک ایبوک رایگان در سایت هم می تواند به اعتبار بیشتر شما و جذب مخاطب کمک کند و هم می تواند به عنوان یک آهنربای ایمیل عمل کند و برای شما ایمیل های زیادی جمع کند .

علاوه بر این، پست وبلاگ هر چقدر هم که خوب باشد هیچ وقت حسی که انتشار کتاب به شما می‌دهد را ندارد. اکثر محتواهای وبلاگ ، معمولا در نظر مخاطب محتواهایی زودگذر و غیرقابل استناد هستند. این درحالی است که یک کتاب الکترونیکی در مقایسه با پست وبلاگ در نظر کاربران جدی تر و حاوی اطلاعات مهم تری است.

اما نویسندگان و محتوانویس های زیادی هستند که در اولین کتاب الکترونیکی شان شکست بدی خورده اند و نتیجه عکس گرفته اند و حاضر نیستند حتی یکبار دیگر هم نوشتن کتاب را امتحان کنند . اما من و شما قرار نیست اشتباهات آنها را تکرار کنیم .

چرا اصلا باید یک کتاب الکترونیکی بنویسیم ؟

هدف اول نوشتن کتاب الکترونیکی : هدیه ای ارزشمند برای ترغیب مخاطب ها به عضویت در سایت

ایا لیست ایمیل مخاطبان شما برای فروش محصولات به آ.. هسـ…تـ…گـــــ….. ـی تکمیل و در بهترین حالت در طول هفته فقط چند نفر به آن اضافه می‌شود؟

معمولا هر سایت حرفه ای پنجره هایی به نام پاپ آپ یا قسمت هایی برای گرفتن ایمیل مخاطب ها طراحی میکند تا با گرفتن این ایمیل ها و جمع آوری آنها در زمان های خاصی که احتیاج دارد مثلا اطلاع رسانی برای محصول جدید یا مقاله جدید از آنها استفاده کند و به لیست مخاطبین خودش ایمیل هایی ارسال کند و از طریق ایمیل مارکتینگ به فروش بیشتر و ترغیب مخاطب برای خواندن مقالات یا هر کار دیگری اقدام کند .

نمونه یک پنجره پاپ آپ :

گرفتن ایمیل این روزها از دست مخاطبان بی حوصله و متنفر از تبلیغات اصلا کار راحتی نیست . اما مشخصا یکی از چیزهایی که می تواند مخاطب را ترغیب کند که ایمیل خودش را ثبت کند وعده دانلود یک کتاب الکترونیکی رایگان و ارزشمند است .

این کتاب الکترونیکی تقریبا شبیه رشوه ای است که به مخاطب می دهید تا در قبال این کار شما او هم ایمیلش را ثبت کند  .

و در این مواقع چه رشوه‌ای یا هدیه ای بهتر از یک کتاب الکترونیکی رایگان و مفید می‌تواند باشد؟!

یک کتاب الکترونیکی ارزشمند که حاوی محتوای بسیار مفید و ارزشمند برای مخاطب است قطعا هدیه گران‌قیمتی است که در برابر لطف مخاطب و وارد کردن ایمیل خودش، به صورت رایگان در اختیارش قرار می‌دهید تا یک معامله برد – برد شکل بگیرد .

هدف دوم نوشتن کتاب الکترونیکی : کسب درآمد از نوشتن کتاب الکترونیکی

اگر از همین امروز تا پایان عمر خودتان پست وبلاگی بنویسید و منتشر کنید، کسی به ازای انتشار این پست ها به شما پولی نخواهد داد.

از طرفی دریافت چند میلیون تومان در هر ماه از تبلیغاتی که قبول کردید ( البته اگر همین را هم داشته باشید )، قطعا سایت شما را به یک سایت درآمدزا و پولساز  تبدیل نمی‌کند، بلکه باید وقت بگذارید، روی انواع دیگر درآمدزایی مثل فروش کتاب کار کنید . کاری که هر تولید کننده محتوای حرفه ای بعد از مدتی وبلاگ نویسی انجام می‌دهد و هر چیزی که تا به حال یاد گرفته است در هر زمینه ای را  به یک کتاب و محتوای پولساز تبدیل می‌کند و می فروشد .

پس اگر هدف شما از وبلاگ نویسی یا تولید محتوا برای سایت صرفا سرگرم شدن خودتان و مخاطب تان است ( که بعید می دانم ) می توانید به همین روال ادامه بدهید و فقط محتوای وبلاگ و دل نوشته منتشر کنید اما اگر واقعا می خواهید به عنوان یک شغل در آمد زا به تولید محتوا نگاه کنید اول از هر چیزی باید برای خودتان اعتبار جمع کنید که مشخصا یکی از راه های آن تولید و انتشار کتاب الکترونیکی ارزشمند است .

هدف دوم برای نوشتن کتاب الکترونیکی : تبدیل شدن از یک فریلنسر پیژامه ای به نویسنده حرفه ای عینک به چشم !

اگر بلاگر هستید، با نوشتن و منتشر کردن ایبوک نگاه همه به شما از یک وبلاگ نویس یا فریلنسر پیژامه‌ای به یک نویسنده حرفه‌ای عینک به چشم تغییر می‌کند. دوست دارید به مخاطب خودتان کدام را نشان دهید؟ وبلاگ نویس یا نویسنده حرفه‌ای؟

البته منظور از این مثال این است که شما با نوشتن یک کتاب یا یک محتوای طولانی می توانید اعتبارتان را بیشتر کنید و در چشم دیگران موجه تر و حرفه ای تر به نظر برسید .

باید بدانید که هیچ کسی به یک وبلاگ نویس ساده که شاید امثال آن هر جایی وجود داشته باشد اهمیت نمی‌دهد اما نویسنده حرفه‌ای که یک یا چند کتاب و کلی محتوای ارزشمند در سطح وب دارد، کسی نیست که به این راحتی‌ها، نادیده گرفته شود.

اگر می‌خواهید اسمی از خودتان در زمینه‌ تولید محتوا به جای بگذارید، نوشتن کتاب الکترونیکی می‌تواند یکی از گزینه های خوب برای شروع باشد. اگر بتوانید ایبوک خودتان را روی یکی از پلتفرم های ارائه ایبوکهای ایرانی ثبت کنید، به تدریج شناخته‌تر می‌شوید و محتواهای شما با استقبال بیشتری روبرو میشود.

چرا بیشتر تولید کننده های محتوا در نوشتن کتاب الکترونیکی ناموفق هستند و شکست میخورند ؟

خب هر گردی در نهایت گردو نیست یا اگر باشد داخل آن عمدتا گردو نیست!

پس لزوما هر نویسنده ای که می‌تواند پست های وبلاگ خوبی بنویسد، نمی‌تواند ایبوک های منحصر به فردی هم تولید کند یا اگر هم بتواند یک کتاب الکترونیکی ای هم بنویسید و ظاهرا فکر کند که موفق شده است ،اما نمی تواند آن را به پول تبدیل کند و بفروشد .

کتاب الکترونیکی شما زمانی موفق است که فروش خوبی داشته باشد یا به طور غیر مستقیم از طریق جمع آوری ایمیل و یا افزایش اعتبار شما باعث افزایش فروش تان شود ، در غیر این صورت نمی توانیم بگوییم که موفق بوده است .

برای اینکه کتابی موفق شود باید یک سری کارهای احمقانه را  قبل نوشتن، هنگام نوشتن و بعد از نوشتن  مرتکب نشویم

اشتباهاتی که در زمان برنامه ریزی اولیه کتاب مرتکب می شویم:

 چگونه کتاب الکترونیکی خودمان را قبل از نوشتن، چال میکنیم؟!

ما می‌توانیم کتاب الکترونیکی خودمان را قبل از منتشر شدن و رسیدن به دست مخاطب یا قبل از عرضه آن برای فروش برای همیشه چال کنیم تا به جای پولسازی زیر خروارها خاک مدفون شود.

 

خاک کردن کتاب الکترونیکی

خاک کردن کتاب الکترونیکی!

۱- موضوعی را انتخاب میکنیم که هیچ چیزی در موردش نمی‌دانیم

پول برای همه ما وسوسه کننده است و  اگر هدف اصلی ما از نوشتن ایبوک درآمدزایی باشد، مسلما در این شرایط بدون توجه به تخصص و اطلاعات خودمان فقط به شدت دنبال پیدا کردن موضوعی پول‌ساز میگردیم. 

مثلا نوشتن در مورد هوش مالی یا دیجیتال مارکتینگ یا … ممکن است از دید بسیاری از ما پولساز به نظر برسد ولی باید واقعا کلاه خودمان را قاضی کنیم که  آیا متخصص در این زمینه هستیم و حرفی برای گفتن به مخاطب داریم یا نه فقط می خواهیم با جستجو در اینترنت محتوا را بجویم و جور دیگری به مخاطب عرضه کنیم ؟

یا شاید شما هم مثل خیلی از تولید کنندگان محتوا دنبال موضوعات انگیزشی و توسعه فردی برویم که این روزها به نظر می رسد طرفداران زیادی دارد و همه به ترفندهایی برای رسیدن به حال خوب به شدت نیاز دارند  و در حالی که مثلا موضوع وب سایت ما فروش ساعت یا محصولات باغبانی است تصمیم میگیریم که یک کتاب الکترونیکی در خصوص« ۱۰۰ راه شاد زیستن »منتشر کنیم!!

و یا انقدر دچار کمال گرایی منفی هستیم که می خواهیم یک کتاب الکترونیکی بی نقص منتشر کنیم که در یک هفته مرز فروش های جهانی را بشکند و به همین خاطر حس میکنیم حداقل ۲ سال و ۶ ماه و ۲۵ روز باید برای نوشتن یک کتاب الکترونیکی وقت صرف کنیم!

خب با این اوضاع به شما تبریک میگویم ، به گرداب تولید محتوای کتاب خوش آمدید !

همه این کارها از شما میلیون ها ثانیه وقت میگیرد. اما مشخصا هیچ کدام ما این همه زمان برای نوشتن یک کتاب الکترونیکی نداریم و اصلا منطقی نیست و نیاز هم نیست این همه زمان صرف کنیم .

راه حل این مشکل :

حداقل در شروع کار و برای نوشتن اولین کتاب الکترونیکی تان فقط و فقط در مورد چیزی که می‌دانید شروع به نوشتن کنید.

صد البته که این موضوع باید در راستای موضوع وبلاگ یا وب سایت تان هم باشد. شما با این کار نه تنها در زمان صرفه‌جویی می‌کنید، بلکه میدانید که مخاطبان شما از دیدن این کتاب الکترونیکی خوشحال خواهند شد و آن را حتی اگر نخوانند، یک دور ورق خواهند زد.

راهنمای پیدا کردن موضوع در تولید محتوا

۲- نیاز مخاطب و علاقه اش را کاملا اشتباه حدس می زنیم

سیاست فروش و بازاریابی «کشف نیاز و رفع نیاز»، الزاما در مورد نوشتن ایبوک همیشه درست نیست. چون گاهی ما اشتباهی فکر میکنیم که مخاطب مان را می شناسیم و میدانیم چه نیازی دارد و بر همین اساس می آییم برنامه ریزی میکنیم و یک موضوع انتخاب میکنیم ولی شکست نهایی به ما میفهماند که کاملا راه را اشتباه رفته ایم که البته آن زمان خیلی دیر است .

راه حل این مشکل :

مشخصا یکی از راه کارها برای اینکه اشتباه نکنید و تیرتان به خطا نرود این است که خودخواهی و غرور را کنار بگذارید و به خودتان بقبولانید که گاهی اوقات ممکن است اشتباه کنید و همه چیز جوری که می خواهید پیش نرود . به همین خاطر به جای اینکه پایه و اساس انتخاب موضوع و محتوا نویسی برای ایبوک تان را بر حدس و گمان خودتان شروع کنید با یک پرسش نامه حرفه ای یا نظر سنجی از خود مخاطب تان بپرسید . حتما دلیلی هم ندارد مستقیم به او بگویید که می خواهید یک ایبوک بنویسید بلکه روی شناخت بیشتر او و علاقه اش تمرکز کنید و ببینید بابت چه نوع محتوایی پول می دهد.

۳- فقط به فکر نوشتن و محتوا نویسی هستیم نه فروش و بازاریابی

مشخصا یکی از بزرگترین تفاوت هایی که ایبوک با کتاب چاپی دارد این است که برای انتشار یک کتاب الکترونیکی خودمان هم نویسنده ایم و هم فروشنده و بازاریاب و ناشر . بنابراین در زمان برنامه ریزی برای نوشتن و انتشار یک ایبوک باید در کنار انتخاب موضوع و  نیاز مخاطب به فکر راه های فروختن آن هم باشیم .اگر به این شکل فکر نکنیم در انتها کتابی خواهیم داشت که فقط خودمان و به اصرار ما شاید مادر و برادر و خواهرمان آن را بخرند و بخوانند.

راه حل این مشکل :

به جای اینکه صرفا مانند یک نویسنده عمل کنید، قسمتی از کار خود را به شکل ناشر پیش ببرید. ناشر چه کار می‌کند؟ ناشر کسی است که زمینه را برای فروش کتاب یا هر محصول دیگر آماده می‌کند. پس سعی کنید حتما برای فروش کتاب تان به فکر یک صفحه محصول حرفه ای باشید که بتوانید در آن با کلمات و جملات ترغیب کننده مخاطب را به خرید و خواندن کتاب تان ترغیب کنید  .

 

 

۴- بلافاصله بعد از اینکه تصمیم می گیریم یک کتاب الکترونیکی منتشر کنیم،  شروع به نوشتن میکنیم

خب حالا که هم ناشر شدیم و هم یک نویسنده ای که شناخت خوبی از نیاز مخاطب هم پیدا کرده است، خب فکر میکنیم که وقت نوشتن شده است . اما این نوشتن برای یک تازه کار جز هدر دادن وقت نیست .ذهن خودتان را مثل یک کتابخانه تصور کنید که مشخصا بدون پارتیشن‌بندی و چیدمان منظم نمی‌توانید کتاب‌های مورد نیاز خودتان (مطالب مفید برای نوشتن کتاب ) را پیدا کنید. در نهایت کلافه و سردرگم دست از کار می کشید.

راه حل این مشکل :

بهترین کار این است که قبل از شروع به نوشتن از کلمه اول تا کلمه آخر شروع کنید همه عنوان ها و زیر عنوان هایی که می خواهید در مورد آنها صحبت کنید را بنویسید و مشخص کنید . مثلا ۵ تا عنوان و ۲۰ تا زیر عنوان بنویسید و این را هم بدانید که برای نوشتن یک کتاب الکترونیکی عالی نیاز نیست الزاما از عنوان اول و فصل اول کتاب شروع کنید و تا به انتها بروید ،بلکه می توانید بر اساس اطلاعات و حتی مود و حس و حالی که دارید از زیر عنوان ها و عنوان های مختلف شروع کنید و بعد از اتمام نوشتن شروع به چیدن اینها کنار هم کنید .

یادتان باشد که هر چقدر چراغ روشن در مسیر بگذارید، خودتان بهتر مسیر را پیدا می‌کنید.

۵- فکر میکنیم که باید یک کتاب الکترونیکی جامع و بدون نقص بنویسیم

همه ما قطعا در شروع کارمان دوست داریم محتوایی بنویسیم و یا کتابی منتشر کنیم که منحصر به فرد و خاص و بی نقص و جامع باشد . این رویای همه ماست اما آیا در واقعیت هم چنین چیزی امکان پذیر است ؟

من هم در شروع کارم دقیقا این طوری فکر میکردم تا اینکه چند بار سرم به سنگ خورد تا متوجه شدم این طرز فکر در شروع کار واقعا نه تنها مفید نیست بلکه باعث می شود اعتماد به نفس و انگیزه مان را از دست بدهیم و هیچ وقت نتوانیم کتابی منتشر کنیم .

زمانی که ما در شروع محتوا نویسی برای کتاب الکترونیکی روی این مساله تمرکز میکنیم که کتابی جامع و بدون نقص بنویسیم قطعا هر چیزی که دست مان میرسد از ریز تا درشت، ساده تا پیشرفته را می خواهیم در محتوا جا کنیم .

علت جذاب بودن ایبوک ها در نظر مخاطب تخصصی بودن آنهاست ، بنابراین نباید ایبوک نویسی را با وبلاگ نویسی اشتباه بگیرید و از هر جایی یک تکه مطلب بگذارید و بیشتر از اینکه برای مخاطب مفید باشید باعث سردرگم شدن او شوید .

و اگر قرار است هر چیزی که در ذهن تان دارید در یک ایبوک بنویسید پس بقیه ایبوک ها یتان چه می شود ؟ آیا مخاطب یک ایبوک ۱۰۰۰ صفحه ای را اصلا دوست دارد و می خرد ، حتی اگر خیلی هم جامع باشد ؟!

راه حل این مشکل :

هنگامی که نیاز مخاطب را پیدا کردید، آن را سطح‌بندی کنید، سطح اولیه، میانی و نهایی. لازم نیست همه چیز را در همان کتاب اول در اختیار مخاطب قرار دهید. در کتاب الکترونیکی اول زمینه را برای رسیدن به هدف فراهم کنید، در ایبوک های بعدی شروع به حرکت به سمت رفع نیاز او کنید.

همچنین اگر در میانه مسیر به جنبه‌هایی دیگری از نیاز مخاطب پی بردید، که چه‌بهتر. آن‌ها را جایی یادداشت کنید و در ایبوک های بعدی از آن‌ها استفاده کنید چون قرار نیست این کتاب اولین و آخرین باشد.

اشتباهاتی که در زمان نوشتن  کتاب مرتکب می شویم:

چگونه کاری کنیم که نوشتن کتاب الکترونیکی مان هیچ وقت تمام نشود ؟

 

چگونه کاری کنیم که نوشتن کتاب الکترونیکی مان هیچ وقت تمام نشود ؟

۶- از مقدمه کتاب شروع به نوشتن می کنیم

هرچند مقدمه اولین بخش از نوشته شما است اما باید بدانید که اولین قسمتی نیست که شروع به نوشتن آن کنید. تا زمانی که همه کتاب را کامل نکرده‌اید، نمی‌توانید به سراغ نوشتن مقدمه ایبوک برگردید. مطمئن باشید تا زمانی که محتوا نویسی کتاب تمام شود بارها عنوان ها و زیر عنوان ها تغییر میکند . پس نوشتن مقدمه در شروع کار فقط باعث چند بار کاری و هدر رفتن وقت می شود .

راه حل این مشکل :

خب ساده است، به هیچ وجه از مقدمه شروع نکنید. از روی مقدمه بپرید و یک راست به سراغ نوشتن یک فصل از کتاب خودتان بروید. زمانی که همه فصل‌ها را نوشتید برگردید و مقدمه را شروع به نوشتن کنید. همچنین در برخی موارد نیاز است که میان مقدمه و صفحه شروع فصل اول چند صفحه میانی وجود داشته باشد تا مخاطب با شما بیشتر از یک نویسنده یا ناشر آشنا شود.

۷- هر وقت عشق مان کشید می نویسیم

هر چیزی که تبدیل به اجبار شود، انسان را دیر یا زود خسته میکند. اگر انگیزه کافی وجود نداشته باشد این خستگی به سمت دست کشیدن از هدف خواهد رفت. نوشتن ایبوک زمان‌هایی که دوست دارید یا وقت می‌کنید، به مانند عقب انداختن کارهای سخت برای انجام ندادن آن است. اما راه چاره چیست؟

راه حل این مشکل :

هیچ کس تا به حال در یک بار نشستن پشت میز تحریر و لپ‌تاپ و برخاستن یک کتاب را به پایان نرسانده است. نویسنده‌های حرفه ای هم ممکن است یک کتاب را در چند هفته یا چند ماه تمام کنند. پس اگر شما تازه کار هستید، نباید توقع زیادی از خودتان داشته باشید. یکی از بهترین راهکارها و برنامه هایی که می توانید برای مدیریت زمان و افزایش بهره وری تان در محتوا نویسی استفاده کنید ، برنامه پومودورو است .

۸- ویرایش گر درونی مان همیشه فعال و روشن است

فصل اول کتاب را شروع کردید و هر پاراگراف که می‌نویسید، در هنگام شروع پاراگراف بعدی، به نظرتان پاراگراف اول کمی مشکل دارد، برمی‌گردید و اصلاح می‌کنید. میانه پاراگراف دوم، دوباره احساس می‌کنید که پاراگراف قبلی هنوز مشکل دارد و باز آن را اصلاح می‌کنید. همین کار تا هفته‌ها شما را درگیر می‌کند و در نهایت بعد از یک ماه چند صفحه بیشتر نمی‌توانید محتوا داشته باشید. راه حل این مشکل چیست؟

راه حل این مشکل :

به جای اینکه برگردید و پاراگراف را اصلاح کنید، مشکلاتی که در آن احساس می‌کنید را جایی بنویسید و بعد از پایان نوشته خود در پایان روز، برگردید و نگاه دوباره به آن پاراگراف داشته باشید. وقتی پاراگراف را اصلاح کردید، مشکلات داخل آن را دوباره یادداشت کنید که تکرار نکنید.

۹- نزدیک به انتهای کتاب سرعت و توان مان کم میشود و رها میکنیم

هرچه شما به پایان نوشته نزدیک‌تر می‌شویم، سرعت و توان پایان دادن به مطالب در ما کم تر می‌شود. کم‌کم احساس خستگی و عدم رسیدن به نتیجه دلخواه سراغ ما می‌آید و هر لحظه امکان دارد که نوشتن کتاب الکترونیکی را بدون رسیدن به پایان و نتیجه نهایی رها کنیم و دیگر سراغ آن نیاییم. اما این اشتباه بزرگی است. ما نزدیک خط پایان هستیم، نباید به این آسانی از آن دست بکشیم.

راه حل این مشکل :

اگر احساس کردید که برای پایان دادن به کتاب خود ناتوان شدید، گزینه اول استراحت دادن به خودتان است، گزینه دوم تصویر سازی نتیجه نهایی و رسیدن به موقعیت دلخواه است . مثلا اگر در حال نوشتن کتاب الکترونیکی ای هستید که می خواهید آن را بفروشید ، پیش خودتان تصور کنید که کتاب را تمام کرده اید و در اولین هفته فروش آن انقدر خوب فروخته اید که توانسته اید از پول آن برای خودتان یک بلیط سفر به یک جای خوب یا یک کنسرت عالی را بگیرید و دقیقا خودتان را در آن فضا تصور کنید . مطمئن باشید که این حالت انگیزه خیلی قوی ای برای ادامه مسیر به شما میدهد  .

اشتباهاتی که در زمان ویرایش کتاب مرتکب می شویم:

چطور با ویرایش بد یک پیش نویس خوب را آتش بزنیم و خاکستر کنیم ؟

هر چند ویرایش ممکن است زمان کمتری نسبت به دو مورد قبل از شما بگیرد، اما باید بدانید که پیش‌نویس خوب می‌تواند در ویرایش تبدیل به یک متن خوب یا تبدیل به یک متن بد و افتضاح شود. واشتباهات ساده و ریزی وجود دارند که یک پیش‌نویس خوب را به آتش بکشند و نابود کنند:

چطور با ویرایش بد یک پیش نویس خوب را آتش بزنیم و خاکستر کنیم ؟

۱۰- همان لحظه ای که آخرین جمله کتاب را می نویسیم شروع به ویرایش میکنیم

برخی از نویسندگان دوست دارند دقیقا بعد از به پایان رساندن پیش‌نویس داخل حوض ویرایش شیرجه بزنند اما آنچه که در انتظار آن‌ها است هیچ چیزی جز یک ویرایش سطحی و نامناسب نیست. اگر شما زمان کافی برای مرور محتوایی که نوشتید و دوست داشتید که به مخاطب برسانید، نداشته باشید، هر چیزی را از روی خستگی منتشر می‌کنید و مسلما مخاطب آن را پس میزند.

راه حل این مشکل :

به پیش نویس خودتان مثل یک مخلوط آب و شن و ماسه نگاه کنید و بعد از تمام شدن آن را گوشه ای بگذارید تا شن و ماسه و ناخالصی آن ته نشین شود و راحت تر بتوانید آن را جدا کنید .پس به پیش‌نویس خودتان اجازه بدهید که چند روز مخصوصا آخر هفته به حال خودش باشد. این استراحت بیش از پیش‌نویس برای سلول های مغز شما لازم‌ است. بعد از این مدت شروع به ویرایش آن کنید. بعد از این استراحت دید شما شفاف‌تر می شود و ایرادات کار را بهتر میبینید

 

۱۱- ویرایش ها را پشت سر هم ذخیره میکنیم

این اشتباه ترین کار است که در زمان ویرایش پشت سر هم دکمه ذخیره را در ورد Word بزنیم و در نهایت یک فایل نهایی برای انتشار داشته باشیم . چون ممکن است در بین ویرایش ها یک دفعه آخر کار به این نتیجه برسیم که یک قسمت از متن که حذف کردیم نباید حذف میشد و بهتر است به جای خودش برگردد.

راه حل این مشکل :

پیشنهاد من این است که با ویرایش هر مرحله را با یک پسوند عددی مانند ۱، ۲، ۳ و… مشخص کنید و آن را جداگانه ذخیره کنید. و یا کاری که خود من میکنم این است که در زمان ویرایش، هر متنی که از نوشته بر میدارم و حذف میکنم را cut میکنم و در یک فایل وورد دیگر paste میکنم و در نهایت یک فایلی میسازم که پر از قسمت های حذف شده و در ظاهر آشغال است ولی اگر در نهایت کار به نتیجه رسیدم که قسمتی از متن را باید برگردانم به همین فایل برمیگردم و آن قسمت از متن را برمیدارم و به نوشته بر میگردانم

 

۱۲- با یک میکروسکوپ ویرایش میکنیم نه تلسکوپ

بعد از ویرایش با تمام جزئیات، کتابی خواهید داشت که همه چیز ریز به ریز درست است اما در نهایت ممکن است کلیت ایبوک دچار تضاد بزرگی باشد. برای مثال، جز به جز فصل سوم درست نگارش شده است اما فصل سوم بعد از فصل دهم آورده شده است. این کار باعث از هم گسستن پیوستگی مطالب خواهد شد و دود آن به چشم شما و خواننده می‌رود. اما چاره کار چیست؟

راه حل این مشکل :

برای ویرایش از یک تلکسوپ به جای میکروسکوپ استفاده کنید. نوشته خودتان را داخل تبلت، موبایل یا کاغذ داشته باشید و تا زمان ویرایش نهایی بارها بخوانید. هر جایی که لازم به تغییر داشته باشد، آن را عوض کنید. بعد از اینکه از درست بودن کلیت محتوا و موضوع مطمئن شدید، به سراغ ریزه‌کاری‌ها بروید و یکی یکی آن‌ها را اصلاح کنید.

۱۳- خودخواهانه فکر میکنیم که خودمان همه چیز را باید ویرایش کنیم

مغز انسان به مرور زمان قدرت تشخیص در تکرارهای متوالی را از دست می‌دهد و شما بارها یک اشتباه را تکرار می‌کنید. علاوه بر این شاید بعضی ها در شروع کار واقعا ، پرداخت هزینه به یک ادیتور یا ویراستار را کاملا تجملاتی و هزینه اضافی می‌دانند، در حالی که ویراستار می‌تواند مشکلاتی که شما ندیدید را برایتان اصلاح کند. و مطمئن باشید که انتشار یک کتاب پر از غلط برای تان هزینه بسیار بیشتری دارد تا هزینه ویاریش یک متن !

راه حل این مشکل :

اگر میتوانید هزینه کنید و چند فصل از نوشته خودتان را به یک ویراستار بدهید تا برای شما آن را نگارش کند. مشکلاتی که در این چند فصل وجود دارند را یادداشت و در دیگر فصل‌ها خودتان آن‌ها را رفع کنید. عمدتا از جایی به بعد مشکلات نوشتاری تکرار می‌شوند. البته اگر نتوانستید در شروع کار هزینه یک ویراستار را پرداخت کنید می توانید از یک دوست یا آشنایی که در بچگی نمره خوبی در انشا می گرفت کمک بگیرید .

۱۴- چون کتاب ما الکترونیکی است نه چاپی ، به نمونه‌خوانی نیاز نداریم

حالا که متن از زیر دست ویراستار بیرون آمده است، آماده انتشار شده و بی‌صبرانه دوست داریم که آن را برای همه عرضه کنیم. اما باید دست نگه داریم. قبل از اینکهکتاب را منتشر کنیم، باید آن را نمونه‌خوانی کنیم. اگر خودتان این کار را نمی‌توانید انجام دهید فردی را به کار بگیرید که مشکلات و کج فهمی‌هایی که در متن به وجود امده است را اصلاح کند.

راه حل این مشکل :

حتما از یک نمونه خوان کمک بگیرید . نمونه‌خوان دوست یا همکارتان هم می‌تواند باشد. اگر نمونه‌خوان ندارید، ناچارید که این کار را خودتان بر عهده بگیرید. پیشنهاد می‌کنم که نوشته را در محیطی غیر از آن جایی که نوشته بودید بخوانید. برای مثال داخل پارک، روی تبلت و به دور از هر گونه پیش‌داوری مطلب را دوباره خوانی کنید و ببینید آیا موضوع همانی است که باید در متن باشد یا مشکلی در آن وجود دارد.

۱۵- فقط زمانی کتاب را منتشر میکنیم که به هیچ وجه ایرادی نداشته باشد

کیفیت مهم است، اما نه تا این حد که برای قرار دادن یک ویرگول ساده در میان دو جمله ساعت‌ها فکر خودتان را مشغول کنید. هر کتابی که چاپ می‌شود تا چندین نسخه بعدی همیشه ویرایش و ویراستاری در آن ادامه پیدا می‌کند پس توقع نمره کامل در همان اول نداشته باشید.

راه حل این مشکل :

به خودتان یک مهلت زمانی بدهید و در آن سعی کنید همه مشکلات و نزدیک به ۹۹ درصد اشکالات موجود در داخل پاراگراف ها را برطرف کنید. اگر بعد از این مدت باز هم مشکلی مشاهده کردید بدانید که مخاطب به اندازه شما روی متن دقت نخواهد کرد و به احتمال بالا آن‌ها را نخواهد دید.

 

اشتباهاتی که در زمان انتشار کتاب مرتکب می شویم:

چطور کتاب الکترونیکی خودمان را در لحظه آخر غیب کنیم!

سختی کشیدیم، برنامه‌ریزی کردیم، کتابی نوشتیم و آن را ویرایش کردیم، اگر نتوانیم آن را به خوبی منتشر کنیم، مسلما همه تلاشهایمان بیهوده می‌شود. بیایید با هم نگاهی به مشکلاتی که در انتشار ایبوک ممکن است به وجود بیاید بیانداریم و برای آن‌ها راه حل پیدا کنیم:

چطور کتاب الکترونیکی خودمان را در لحظه آخر غیب کنیم!

 

۱۶– فقط در یک فرمت خاص کتاب مان را منتشر میکنیم

حتی اگر با یک هدف خاص (نوع فایل خروجی) شروع به نوشتن کردید، می‌بایست در پایان نوشته و به هنگام انتشار، فرمت های دیگر را هم در نظر داشته باشید. برای خواندن ایبوک ها دستگاه‌ها و ابزارهای گوناگونی وجود دارد که هر کدام، فرمت خاصی را پشتیبانی می‌کنند. راه حل مناسب برای همه خوانی کردن ایبوک ها این است که در فرمت های مختلف منتشر کنید .

راه حل این مشکل :

بر اساس هدف نهایی که در ذهن خودتان برای ایبوک ساخته‌اید، فرمت های خروجی متفاوتی وجود دارد که می‌توانید از آن‌ها استفاده کنید. فرمت های رایج برای انتشار ایبوک عبارت است از:

  • اگر بخواهید از کتاب الکترونیکی برای گرفتن ایمیل مخاطبان استفاده کنید، قرار دادن فرمت متنی مانند.pdf گزینه خوبی است.
  • اگر می‌خواهید که ایبوک شما به عنوان یک محصول کاملا جامع به فروش برسد باید فرمت های دیگر پشتیبانی کننده مانند.epub یا.mobi استفاده کنید. دیگر ویژگی این فرمت ها توانایی قرار دادن قفل روی محتوا است.
  • اگر می‌خواهید که ایبوک را روی فروشگاه‌های اینترنتی منتشر کنید می‌بایست از فرمتی که سایت برای شما مشخص کرده است پیروی کنید.

 

۱۷- یک عنوان الابختگی انتخاب میکنیم

عنوان ایبوک هم مانند عنوان مقالات منتشر شده در وبلاگ حکم قلاب را دارد و اگر خوب کار نکند قطعا مخاطب تمایلی نشان نمیدهد که کتاب را بخرد و بخواند. پس به جای اینکه هر عنوانی که در لحظه به ذهن مان رسید را روی کتاب بگذاریم یا از عنوان های نخ نمایی مثل «روش های مدیریت زمان » یا « چگونه لاغر شویم ؟ »  و…،استفاده کنیم . باید بیشتر از هر کار دیگری برای پیدا کردن و نوشتن یک عنوان منحصر به فرد وقت بگذاریم .

راه حل این مشکل :

حداقل ۱۰ عنوان بنویسید که کاملا خلاقانه و جذاب باشد . بعد از بین آنها ۵ تا و بعد ۳ تا و بعد ۱ عنوان نهایی انتخاب کنید و با زدن شاخ و برگ و اضافه کردن کلمات قدرتمند عنوان نهایی را بنویسید

در کتاب فرمول های تولید محتوا در مورد تکنیک های عنوان نویسی زیاد صحبت کردیم :

۱۸- فکر میکنیم خودمان علاوه بر نویسنده خوب بودن طراح حرفه ای هم هستیم

دوست داشته باشید یا نه، همه در نگاه اول  کتاب مان را با کاور آن قضاوت می‌کنند. مگر اینکه شما یک طراح حرفه‌ای باشید که بتوانید با یک طراحی خاص مخاطبان را به خود جلب کنید. در غیر این صورت هیچ وقت طراحی کاور را خودتان انجام ندهید. اگر قصد دارید که ایبوک را روی فروشگاه‌های اینترنتی به فروش برسانید این ویژگی صد برابر می‌تواند روی فروش شما تاثیر بگذارد.

راه حل این مشکل :

اگر پول کافی دارید، به یک طراح گرافیک موضوع و آن چیزی که دوست دارید روی کاور ایبوک باشد را نشان دهید و از او بخواهید که آن را طراحی کند. از بخت بد اگر پول کافی یا دسترسی به طراح نداشتید و مجبور شدید خودتان کاور طراحی کنید، تلاش کنید در ساده ترین شکل ممکن و بدون هیچ اضافاتی این کار را انجام دهید.

 

۱۹- کتاب را بدون گذاشتن هیچ آدرسی از سایت مان منتشر میکنیم

ایبوک برای کسانی که آن را از داخل فروشگاه‌های اینترنتی دانلود کرده اند، اولین روبوریی با ما است و برای دیگران که آن را از طریق وب سایت دانلود می‌کنند، ممکن است بعد از مدتی کلا آدرس سایت ما را فراموش کنند . اگر لینکی داخل کتاب وجود نداشته باشد، شانس اینکه بتوانید مخاطبان جدید به لیست مخاطبان خودتان اضافه کنید را از دست می‌دهید.

مثلا ما همیشه در ایبوک های رایتینا از لوگو خودمان که آدرس اینترنتی سایت مان را هم دارد استفاده میکنیم :

راه حل این مشکل :

یک صفحه از کتاب را اختصاصا به به گذاشتن لینک وب سایت اختصاص دهید . علاوه بر این می توانید آدرس سایت تان  را به عنوان فوتر یا هدر هم قرار بدهید . با این کار شانس پیدا کردن راحت تر خودتان را به مخاطبان فعلی و جدیدتان می‌دهید.

۲۰- کتاب مان را به چشم یک محصول نمی بینیم 

مشخصا همه ما میدانیم که این روزها بساری از افراد در صفحه محصول یا خدمات اولین جایی که می بینند ویژگی های محصول یا خدمات نیست بلکه مستقیم به سراغ بخش نظرات می روند و بررسی میکنند که دیگران بعد از خرید این محصول چه نظری داده اند و آیا راضی هستند یا نیستند .

و اشتباه ما به عنوان یک تولید کننده محتوای حرفه ای این است که فکر کنیم کتاب محصول نیست و نیازی به قراردادن نظرات نداریم . برای خواننده ای که اولین بار است به سایت شما سر میزند قطعا اولین چیزی که ممکن است باعث خرید یک کتاب شود نظرات مشتریان و افرادی است که این کتاب را خوانده اند .

راه حل این مشکل :

فعال باشید، اگر کسانی برای شما در مورد کتاب تان نظری ارسال کردند، آن را داخل وبلاگ یا دیگر نسخه‌های ایبوک خودتان قرار دهید تا همه بتوانند نظرات مخاطبان دیگر را بدانند و به شما اعتماد بیشتری کنند. اگر می‌توانید کتابچه‌ای الکترونیکی از نظرات کاربران تهیه کنید و در طول ماه به مخاطبان خود ارسال کنید تا آن‌ها به اینکه کتاب شما را خریده اند افتخار کنند و به محض اینکه کتاب جدید منتشر کردید باز هم به شما اعتماد کنند و بخرند .

۲۱- فقط کتاب را منتشر میکنیم و خداحافظ !!

بیشتر ما انقدر خودمان را درگیر تعداد بیشتر محتوا میکنیم که فراموش میکنیم از همین محتواهایی که داریم استفاده بهینه کنیم .

کتابی را که منتشر میکنیم دیگر رهایش میکنیم و دنبال راهکارهای بازاریابی و آگاهی مخاطب از وجود همچین کتابی نیستیم و همه چیز را رها میکنیم و در نهایت هم فکر میکنیم محتوا خوب نبوده که بعد از یک ماه فروش کتاب به ۰ رسیده است .

راه حل این مشکل :

از لحظه  ای که کتاب را منتشر میکنید تازه کار شما شروع می شود . در اولین قدم باید با یک تکنیک ایمیل مارکتینگ قوی یک ایمیل به مخاطبان تان ارسال کنید و اطلاع بدهید که شما یک کتاب جدید و عالی منتشر کرده اید . و بعد در هر رسانه ای که به آن دسترسی دارید لینک صفحه فروش کتاب را بگذارید و هر چند هفته یکبار هم از تبلیغات یا اینفلوئنسر مارکتینگ یا هر روش خلاقانه دیگر برای بازاریابی کتاب تان استفاده نکنید و حتی بعد از چند مدتی که از انتشار کتاب گذاشت آن را به فرمت دیگری مانند نسخه صوتی یا ویدئویی تبدیل کنید و به شکل دیگری به مخاطب ارائه بدهید .

و اما آخرین و بدترین اشتباه

مشخصا هیچ انسانی بدون خطا نیست و همه ما در هنگام اجرا در هر کاری دچار اشتباهاتی می شویم ، پس اشتباه ترین و مهلک ترین تصمیم این است حس کنید چون در تولید محتوا ضعیف هستید و شاید دچار اشتباه شوید هیچ وقت شروع نکنید و گرفتار اشتباه ترین تصمیم یعنی تلاش نکردن  یا دچار به تعویق انداختن کار و اهمال کاری شوید. مطمئن باشید آن شنبه ای که شما فکر میکنید همه چیز برای شروع عالی می شود هیچ وقت نمی رسد. پس چه زمانی بهتر از همین حالا برای شروع نوشتن یک کتاب ؟

همین حالا یک روز از هفته بعد یا نهایتا ماه بعد را تعیین کنید که در آن روز باید اولین کتاب تان را منتشر کنید.

مطمئن باشید در این سفر، از شروع تصمیم به نوشتن کتاب الکترونیکی تا انتشار و بازاریابی ، می توانید روی رایتینا حساب کنید و هر سوالی داشتید در چت آنلاین سایت از ما بپرسید . حتی می توانید محتوای تان را در هر مرحله برای ما بفرستید و با هم ویرایش کنیم.

 

دیدگاهتان را بنویسید